X
تبلیغات
رایتل

اسمشون رو باید بگذارم زبل خان

واسه یک درس 2 واحدی ، استادمون 4 تا امتحان گذاشته. تا حالا 3 تاش رو دادیم. روال استاد اینه که بالاترین نمره هر امتحان رو به 20 میرسونه. به بقیه هم همونقدر نمره میده. تا حالا من سه تا امتحانش رو ماکزیمم شدم. سر این امتحان سومی یک کوچولو لجم دراومد.

این که بقیه چقدر نمره بگیرن و...هیچوقت واسم مهم نبوده. همیشه هم سعی میکنم بهترین کار خودم رو انجام بدم. کاری به کسی ندارم. اما خب گاهی ادم ناخودآگاه حس بدی بهش دست میده. پیامبر که نیستم.

این امتحان آخری من نمره کامل گرفتم.اون سه تا همکلاسیم کمتر شدن. حالا دو تاشون ساکت بودن. یکیشون که همون نوبل خان باشه ( آرزوی جایزه نوبل داره ) و از همه هم بیشتر ادعای زرنگی و علم و دانشش میشه اومده کل جزوه رو میبره زیر سوال. میگه بر اساس فلان کتاب این قسمت واضح نبوده. یا نمیدونم این سوال منظورتون دقیق نگفتین!!! حالا تمام این اشکالات رو هم فقط به سوالهایی وارد میکرد که خودش پاسخ اشتباه داده بود! استاد بنده خدا نخواست باهاش کل کل کنه. چون این نوبل خان همونه که یهو رفتارهای عجیبی میکنه ! نمره اون سوالها رو به همه داد. اینقدر به این کارهاش ادامه داد که اونهای دیگه هم شیر شدن و اونهام سر ناسازگاری گذاشتن. نهایت این آقای نوبل خان نمره ش رسید به یک نمره کمتر از من!

من دور نشسته بودم و چیزی هم نمیگفتم. استادم منو خیلی دوست داره . قشنگ میفهمم که زیرپوستی از اینکه من از اونها بیشتر میشم خوشحال میشه. نه اینکه خیلی فرق بگذاره ها ولی به هر حال من عمومی هم دانشجو خودش بودم.استادم هی میگفت :غزل. تو که بیشتر از این نمیشی؟



پ.ن.

اینها دانشجو دکترای مملکت هستنااااااااااااااااا. تهش من فقط قاطی شوخی و خنده گفتم که شما باید مثل درسی که استاد داده جواب میدادین بعد اشکالات رو هم عنوان میکردین.

حسود نیستم بخدا. لجم گرفت خب. منم زحمت کشیده بودم خب

[ چهارشنبه 4 مرداد 1396 ] [ 20:43 ] [ غزل سپید ]