X
تبلیغات
رایتل

آزمایشگاه2

سر همون قضیه نوبت گرفتن آزمایشگاه  مامانم شدید مخالف بود که من برم واسه نوبت . اونم تنهایی. همش میگفت: مامان له میشی. مامان شلوغه. میریزن رو سرت. له میشی

البته چون خیلی زود رفته بودم و نفر اول هم وارد شدم و اینکه فقط قرار بود دفترچه ها رو بگذاریم تریپ له شدن نبود. ضمن اینکه خودم میفهمم که جایی که له بشم نرم.

حالا مامانم ساعت 6 صبح زنگ زده .

گوشی رو برداشتم مامانم میگه: مامان غزل. خوبی؟ له نشدی؟

من:نه مامان. سالمم. له نشدم.

مامان: خداحافظ


ادامه دارد...

[ سه‌شنبه 28 شهریور 1396 ] [ 21:25 ] [ غزل سپید ]