X
تبلیغات
زولا

فندق داری

پستهای ادامه دار قبلی رو بعدا ادامه میدم.چون اگر بلاگ اسکای اجازه بده و مثل پرشین نشه میخوام حتما ثبتشون کنم.

اما فعلا بریم سر اوضاع و احوال الآن و این چند وقت!

از فندقی بگم اول. امروز فندقی چهار ماه و نوزده روزش هست.از قبل از سه ماهگیش با کلیییی فشار و زور اونوری شد.یعنی به شکم خوابید.الآن به حالتی رسیده که میگذارمش زمین،یک هزارم ثانیه رومو میکنم اونور ،برمیگردم میبینم روی شکمش هست و گردنش هم دراز کرده و شونصد تا چین انداخته توی پیشونیش و  با دو تا گرررررردددد مثل دکمه زل زده به من.

همین که تا حالا منو قورت نداده و اجازه داده نیمه جون بمونم جای تقدیر داره.هر چی بدی به دستش که بازی کنه فورا میکنه تو دهنش.دست خودش رو با چنان سر و صدای خوشمزه ای میخوره و ملچ ملوچ میکنه که متعجبم چرا تا حالا یک گاز ازش نخوردم!!!

اعتراف میکنم که اگر اینقدر با محبت توی صورتم زل نمیزد و نمیخندید تا حالا چند باری سر کوچه گذاشته بودمش!!!!!

خدا رو شکر پسر اروم و شادی هست.اما تمااااام مدت نیاز به مراقبت داره. باید باهاش بازی کنی و معنی خواسته هاش رو بفهمی.میدونین بچه داری مرخصی نداره!

توی یک پست جدا برنامه بیست و چهار ساعت فعلیش رو مینویسم. 

[ سه‌شنبه 25 اردیبهشت 1397 ] [ 15:58 ] [ غزل سپید ]